فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
34
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
بندر بلكه مسافت هفت تا هشت فرسنگ از دريا را زيرنظر گرفت از اينجا بوسيلهء شصت پله كه در سنگ تراشيده شده و چون بسيار عمودى است طى كردن آن دشوار است ، به پائين مىروند . اين پلكان ، پس از چرخشى ، به ايوانى بزرگ يا سنگرى هلالى شكل مىرسد كه از توپخانهاى بسيار خوب برخوردار است و به بندر اسكلهاى منتهى مىشود . از اينجا نيز بوسيلهء پلهء ديگرى بسيار عمودىتر و وسيعتر ، پائين مىروند و به سكوى ديگرى مىرسند كه توپخانهء آن همسطح آب دريا قرار مىگيرد بطورى كه هيچ زورق كوچكى از تيررس آن خارج نيست و نمىتواند بدون اجازهء فرمانده دژ به بندر وارد شود . اين سكو يا ايوان بوسيلهء برج بزرگ ديگرى كه محاذى قلهء كوهى شيبدار و نوكتيز ساخته شده است حراست مىشود . در نزديكى سكو ديوارى دوجداره هست كه يك بدنهء آن به طرف شهر و ديگرى به طرف دريا است با فضائى قابل ملاحظه ميان آن دو براى عبور - چنان كه اشخاص بدون آنكه ديده شوند مىتوانند بين آنها حركت كنند و اين بخاطر آن است كه راهى براى رسيدن به توپخانههائى كه در دو طرف از دژ دفاع مىكنند وجود داشته باشد و دژ اگر هم تا حد كنونى مسلح و قوى نباشد در امان قرار گيرد . بعد از آنكه سفير همهء دژ را بازديد كرد به قلهء كوه بازگشت تا بداند كه آيا ناخدا براى حفاظت كشتى از طوفانى كه آغاز شده بود و بدون ترديد شب هنگام شديدتر مىشد آن را از بندر كوچك به بندر بزرگ منتقل كرده است يا نه . در آن موقع كشتى را با يدككشى كه از دكل و بادبان بزرگ افقى نيز كمك مىگرفت مىكشيدند و چون باد از شمالشرقى مىوزيد با همهء كوششى كه به عمل مىآمد كشتى قادر نبود تيزى صخرهء دست راست بندر را دور بزند تا آنكه باد كمى به جانب شرق متمايل شد و تنگ غروب - كشتى از بندر اسكلهاى گذشت . پس از آن سفير از فرماندار خداحافظى كرد و به كليساى آگوستنها رفت .